خرید  چاپ

تاریخ : جمعه 28 آبان 1395 در ساعت 21:54

8آبان شنبه


امروز یه لیست خرید نوشتم با آقای همسر بریم تهیه کنیم عصر رفتیم ماهی و میوه خریدیم

 گذاشتیم خونه  خواستیم دیگه با ماشین بریم که بازم مثل همیشه یه شخص بی فرهنگ جلو پارکینگ ماشین گذاشته بود دیگه رفتیم جانبو روبرو خونه خریدکردیم اومدیم اون ماشینم نبود من گفتم تو برو ماشین بیار من جلو در وایمیستم  والا بخدا دیگه رفتیم یه روفرشی خریدیم 9متری راستش بیشتر به سلیقه شوهر دیگه زیاد سخت نگرفتم  وگرنه یه هفته ای باید میجرخیدیم ،پهن کردیم خوبه 

 اومدیم خونه من خریدارو جابه جا کردم همسری  هم با گوشیش عکس مینداخت از من

 گوجه له شده خریدم که واقعا عالی بودن در حد له نبودن یکم نرم بودن پوره کردم فریز کردم شام هم رشته پلو درستیدم با سالاد کلم و کشمش

 باز خونه تمیز کردم اخه قرار بود فردا بهار و سمیرا بیان که بهار گفت اگه اشکال نداره دوشنبه

 که دیگه منم رفتم حمام همسری رفت خونه باباش اینا ماشین ریش تراش برای باباش ببره 

اون وام مسکن بود هیچی الکی بود من خیلی خوش خیالی به سر کردم و منتفی شد

خدایا شکرت هوامو داشته باش.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.